مرتضى مطهرى

120

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اعتقادى در مغز مردم انعكاس مىيافته است و قهرا آنگاه كه اعتقاد توحيدى و « يك اصلى » جهان به وسيلهء پيامبران توحيدى مطرح شده است ، هنگامى بوده كه نظام اجتماعى به يك قطبى گراييده است ؟ اين نظريّه از نظريّه‌اى فلسفى منشعب مىشود كه ما در گذشته دربارهء آن بحث كرده‌ايم و آن اينكه جنبه‌هاى روحى و فكرى انسان و نهادهاى معنوى جامعه از قبيل علم و قانون و فلسفه و مذهب و هنر تابعى از نظامات اجتماعى - بالاخص اقتصادى - اوست و از خود اصالتى ندارند . در گذشته به اين نظريّه پاسخ داده‌ايم و چون براى فكر و انديشه ، براى ايدئولوژى و بالأخره براى انسانيّت اصالت و استقلال قائل هستيم ، اينچنين نظريّات جامعه‌شناسانه‌اى را براى شرك و توحيد ، بىاساس مىدانيم . البتّه اينجا مسألهء ديگرى هست كه با اين مسألهء نبايد اشتباه شود و آن اينكه گاهى يك نظام اعتقادى و مذهبى وسيلهء سوء استفاده در يك نظام اجتماعى واقع مىشود ، همچنانكه نظام خاصّ بت‌پرستى مشركان قريش وسيله‌اى براى حفظ منافع ربا خواران عرب بود ، ولى گروه ربا خواران از قبيل ابو سفيانها و ابو جهلها و وليد بن مغيره‌ها كوچكترين اعتقادى به آن بتها نداشتند و فقط براى حفظ نظام اجتماعى موجود از آنها دفاع مىكردند . اين دفاعها عملا آنگاه صورت جدّى به خود گرفت كه نظام توحيدى ضدّ استثمارى و ضدّ رباخوارى اسلام طلوع كرد . بت‌پرستان كه بيشتر نابودى خود را مىديدند ، حرمت و قداست معتقدات عامّه را بهانه كردند . در آيات قرآن به اين مسأله و اين نكته فراوان اشاره شده است ، مخصوصا در داستان فرعون و موسى ، ولى چنان كه مىدانيم اين مسأله غير از آن مسأله است كه به طور كلّى نظام اقتصادى زير بناى نظام فكرى و اعتقادى است و هر نظام فكرى و اعتقادى عكس العمل جبرى نظام اقتصادى و اجتماعى است . آنچه مكتب انبياء به شدّت آن را نفى مىكند اين است كه هر مكتب فكرى الزاما تبلوريافتهء خواستهاى اجتماعى است كه خود آن خواستها به نوبهء خود زاييدهء شرايط اقتصادى مىباشند . بنابراين نظريّه كه صد در صد نظريّه‌اى ماترياليستى است ، مكتب توحيدى انبياء نيز به نوبهء خود تبلوريافتهء خواستهاى اجتماعى و مولود نيازهاى اقتصادى زمان خودشان بوده است ، يعنى رشد ابزار توليد منشأ يك سلسله خواستهاى اجتماعى شده است كه مىبايست به صورت يك انديشهء توحيدى توجيه